پرويز اذكائى
82
فهرست ما قبل الفهرست ( آثار ايرانى پيش از اسلام ) ( فارسي )
ايرانيان باستان اساسا جوانب معرفتى از يك مقولهء كلّى بوده است . به عبارت ديگر ، دين و دانش و حكمت در آن روزگاران ابدا از هم جدا نبودهاند ، اين هر سه در واقع وجوهى از يك هرم معرفتى بوده است . اين بدان آمد ؛ و پاسخ آن باشد كه چون « فلسفه » را خاصّهء يونانيان و پيشهء انديشمندان آن سامان پنداشتهاند كه « از آنجا به ديگر كشورها ببرند » ؛ و گواه براين پندار آوردهاند كه در غير اين صورت چرا در ايران باستان فلاسفهاى چون فيلسوفان بنام يونان برنخاسته است . گذشته از آنكه « دين » در ايران باستان ، عين « فلسفه » - به هر تعبير - بوده است ، پاسخ اين سخن چنان باشد كه فيلسوفان نامدار يونان همانا هريك فلسفهء خود را از دين و ديناوران ايران اقتباس كردهاند . ايران ، سرزمين اديان ، به واقع سرچشمهء « حكمت » جهان بوده است . تجريد فلسفى را در مقولات ، يونانيان از ايرانيان آموختند ؛ زيرا آن زمان كه حتى انديشمندان ايشان دستخوش « آدمانگارى » ( Anthropomorphism ) خدايان بىشمار خود بودند ، فرزانگان ايران باستان به انتزاعىترين مفاهيم در زمينهء الهيّات ، علاوه بر طبيعيات ، ديرى مىگذشت كه دستيازيده بودند . يونانيان تنديس ساز هنوز اندر خم كوچهء « تشبيه » درجا مىزدند ، آنگاه كه ايرانيان خردورز انديشه ساز هم بر آيين هميشگى « تعطيل » و « تنزيه » هفت شهر معرفت را گرديده بودند . هرودوت ( كتاب 1 ، بند 131 ) خود ضمن شرح دين ايرانيان باستان - كه اهل مجسّمه و معبد از براى خدايان نباشند - حتى اين قبيل كارها را ابلهانه مىدانند - اضافه كند كه « ايرانيان هرگز بمانند يونانيان قائل به طبيعت بشرى از براى خدايان نيستند . » « 1 » اين همان اصل « تعطيل و تنزيه » متكلّمان شيعى طىّ دوران اسلامى در قبال عقيده به « تشبيه و تجسيم » متكلّمان سنى است ، كه نشان مىدهد ايرانيان از سههزار سال پيش به اين طرف هرگز آيين خود عوض نكردهاند . اينك بجا مىنمايد كه يك فقره در اين خصوص از قول فيلسوف و مورّخ نامور و برجستهء ايرانى همروزگار ، امير مهدى بديع ( - بديعالحكماى همدانى ) از كتاب « يونانيان و بربرها » ( روى ديگر تاريخ ) به نقل آوريم : « از يك طرف در ايران ، آيين پرستشى است كه در رديف عميقترين اصول عقايد دينى جاى گرفته ؛ و مىتوان آن را در ميان كاملترين محصولات فكر بشر جاى داد [ تكيه از
--> ( 1 ) . Herodotus ( tr . by A . Godley ) , Vol . I , P . 171 .